تبليغاتX
only4weمعناي واقعي عشق فقط در پايگاه

only4weمعناي واقعي عشق فقط در پايگاه

یاد یاران سفر کرده

سلام. شب خوش

واقعا مرسی و ممنون از اینکه به یاد ما هستین و همیشه برامون نظر میزارین

امشب ان شدم تا ی مطلبو بهتون بگم راستش وبonly4weفک کنم دیگه داره پروندش بسته میشه.

البته هنوز هیچی معلوم نیس همه چی بستگی به خودم داره حقیقتش دیگه حوصله ی خودمو ندارم باید به درسام به دانشگام  برسم خیلی داقونم  دیگه چه برسه به وبلاگم سر بزنم. خیلی خوشحال بودم که با شماها دردودل میکردم از اشنایی همتون خوشحال شدم شاید دیگه مطلب نزارم شایدم اگه دوباره برگردم با ی سری نویسنده ی جالب و باحال آمدم ولی وبو نمیبندم از شمام ممنونم بخاطر نظراتتون مرسی بیشتر از این مزاحمتون نمیشم بای

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389ساعت 2:12  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

برای اوکه

نازنین جان میگن: برای اوکه....


این روزها می آیی و می روی حتی اگر بدانی که من . . .

تمام ای کاش ها . . . و شایدها . . . برای بودن تو بود و نه برای نبودنت

ولی انگار تو نبودن را ترجیح دادی 

برای همین نتوانستم احساسم را به تو بگویم .

چشمهام دیگه رمقی برای گریه کردن ندارد 

چقدر خودم را برای تو کم ارزش کردم ٬ چقدر غرورم را . . .

تا به حال در برابر هیچ کس اینگونه نبودم 

دیگر واژه عشق برای من بی معناست 

بی معنا . . .

 حال می فهمم معنای حرفت را که دوست داشتن مانند حلقه ایست بی پایان

که هیچ عاشقی به درستی به معشوقش نمی رسد . . .

منبع:http://ghazalesard.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت 0:27  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

یاحضرت معصومه(س)

میلاد با سعادت حضرت معصومه(س) بر تمامی مردم ایران به خصوص دختر خانوم ها خیلی خیلی گرامی باد. این روزو به همتون تبریک میگم همچنین به تمامی دختر خانم هایی که لینک وب ما هستن. خوش بحالتون ی روزم برا شما گذاشتن ما پسرا که هیچی

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 8:18  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

پیامی از سوی خدا


می دانم هراز گاهی دلت تنگ می شود.

همان دلهای بزرگی که جای من در آن است
آنقدر تنگ میشود که حتی یادت می رود من آنجایم.

دلتنگی هایت را از خودت بپرس.

و نگران هیچ چیز نباش!

هنوز من هستم. هنوز خدایت همان خداست! هنوز روحت از جنس من است!

اما من نمی خواهم تو همان باشی!

تو باید در هر زمان بهترین باشی.

نگران شکستن دلت نباش!

میدانی؟ شیشه برای این شیشه است چون قرار است بشکند.
و جنسش عوض نمی شود ...

و میدانی که من شکست ناپذیر هستم ...

و تو مرا داری ...

برای همیشه!

چون هر وقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد ...

چون هر گاه تنها شدی، تازه مرا یافته ای ...

چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،
صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تو را شنیده ام!

درست است مرا فراموش کردی، اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!

دلم نمی خواهد غمت را ببینم ...

می خواهم شاد باشی ...

این را من می خواهم ...

تو هم می توانی این را بخواهی. خشنودی مرا.

من گفتم : وجعلنا نومکم سباتا (ما خواب را مایه آرامش شما قرار دادیم)

و من هر شب که می خوابی روحت را نگاه می دارم تا تازه شود ...

نگران نباش! دستان مهربانم قلبت را می فشارد.

شبها که خوابت نمی برد فکر می کنی تنهایی ؟

اما، نه من هم دل به دلت بیدارم!

فقط کافیست خوب گوش بسپاری!

و بشنوی ندایی که تو را فرا می خواند به زیستن!

پروردگارت ...

با عشق !

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 2:5  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

در مسابقه ی زندگی گل زدن هنر نیست بلکه گل شدن هنره !

 

كلمه ها بر احسا سها و انديشه ها تاثير مي گذارند

احساسها بر افكار وكلمه ها مؤثرند

انديشه ها بر كلمه ها و احساسها تاثير مي گذارند


 

بگوييم : از اينكه وقت خود را در اختيار من گذاشتيد متشكرم

نگوييم : ببخشيد كه مزاحمتان شدم

بگوييم : در فرصت مناسب كنار شما خواهم بود

نگوييم : گرفتارم

بگوييم : راست مي گي؟ راستي؟

نگوييم : دروغ نگو

بگوييم : خدا سلامتي بده

نگوييم : خدا بد نده

بگوييم : هديه براي شما

نگوييم : قابل ندارد

بگوييم : با تجربه شده

نگوييم : شكست خورده

بگوييم: قشنگ نيست

نگوييم : زشت است

بگوييم: خوب هستم

نگوييم: بد نيست

بگوييم : مناسب من نيست

نگوييم : به درد من نمي خورد

بگوييم : با اين كار چه لذتي مي بري؟

نگوييم : چرا اذيت مي كني؟

بگوييم : شاد و پر انرژي باشيد

نگوييم : خسته نباشيد

بگوييم: من

نگوييم: اينجانب

بگوييم: دوست ندارم

نگوييم: متنفرم

بگوييم: آسان نيست

نگوييم: دشوار است

بگوييم : بفرماييد

نگوييم : در خدمت هستم

بگوييم : خيلي راحت نبود

نگوييم : جانم به لبم رسيد

بگوييم : مسئله را خودم حل مي كنم

نگوييم : مسئله ربطي به تو ندارد

 
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 2:0  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

جالب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شرلوک هلمز و واتسون رفته بودند صحرا نوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هولمز بیدار شد و آسمان
رانگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت:  نگاهی به آن بالا بینداز و به
من بگو چه می بینی؟

واتسون گفت:   میلیونها ستاره می بینم .

هولمز گفت:  چه نتیجه میگیری؟

واتسون گفت:

ازلحاظ روحانی نتیجه می گیرم که خداوند بزرگ است و ما چقدر در این دنیا حقیریم.

از لحاظ ستاره شناسی نتیجه می گیریم که زهره در برج مشتری است، پس باید
اوایل تابستان باشد.

از لحاظ فیزیکی، نتیجه میگیریم که مریخدر محاذات قطب است، پس ساعت باید
حدود سه نیمه شب باشد.

شرلوک هولمز قدری فکر کرد و گفت:

واتسون تو احمقی بیش نیستی. نتیجه اول و مهمی که باید بگیری اینست که
چادر ما را دزدیده اند!



 بله...

 

تو زندگی همه ما بعضی وقتها بهترین و ساده ترین جواب و راه حل کناردستمونه، ولی این قدر به دور دستها نگاه میکنیم که آن را نمی بینیم
 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 1:55  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

۲۰ نکته طلایی برای زنان در زندگی

 

۱) همسرتان را به عنوان یک مرد بپذیرید و برای شناخت دنیای مردانه او دانش و آگاهی خود را افزایش دهید.


۲) همسر خود را به چشم یک شی‌ء مسؤول ننگرید. بلکه به شخصیت وجودی او احترام بگذارید.


۳) جنبه یا بخش‌هایی از شخصیت شوهرتان را که باعث تمایز او از سایرین می‌شود مورد توجه و تحسین قرار دهید.


۴) برای این که همسرتان با شما روراست باشد سعی کنید او را درک کرده و برای افکار و احساساتش ارزش قایل شوید. اگر حرف‌ها و گفته‌های او مطابق میل شما نیست از خود واکنش تند نشان ندهید زیرا به این وسیله بذر بی‌اعتمادی در زندگی خود می‌کارید.


۵) وقتی همسرتان با شما درد دل می‌کند و راز دلش را با شما در میان می‌گذارد، احساساتش را بپذیرید و به او نگویید که اسرار درونش ناخوشایند و بی‌رحمانه است‌.


۶) به طور مداوم از شوهرتان انتقاد نکنید زیرا انتقاد پیاپی باعث می‌شود که شوهرتان از شما فاصله بگیرد.


۷) او را به درک نکردن‌، عدم صمیمیت و بی‌احساس بودن متهم نکنید. زیرا او درک کردن‌، صمیمیت و با احساس بودن را به شیوه مردانه نشان می‌دهد.


۸) نیازهای واقعی شوهرتان را دریابید. این امر اتفاق نمی‌افتد مگر این که همسرتان این نیازها را باز گوید و به همین جهت در مواقع مناسب با لحن ملایم در مورد نیازهایش از وی سؤال کرده و دیدگاههای واقعی وی را نسبت به خود و زندگی‌تان دریابید و در نهایت جوابی را که شوهرتان می‌دهد بدون انتقاد و جبهه‌گیری بپذیرید.


۹) زمانی که همسرتان با شما صحبت می‌کند به دقت به حرفهای او گوش فرا دهید زیرا عدم توجه شما به گفته‌های او عدم علاقة شما را نشان می‌دهد.


۱۰) هیچ وقت از کارهایی که همسرتان برای جلب محبت شما انجام می‌دهد انتقاد نکنید برای مثال وقتی او به شما محبت می‌کند، آن را بیش از اندازه لوس ندانید او به شیوة خود ابراز محبت می‌کند.

 
۱۱) او را به شیوه خودتان دوست نداشته باشید بلکه به وجود او نیز اهمیت بدهید. به عنوان مثال اگر در سالگرد ازدواج‌تان‌، هدیه‌ای به او می‌دهید سعی کنید از قبل در مورد هدیة مورد علاقه‌اش اطلاعاتی به دست آورید.


۱۲) از همسر خود انتظار نداشته باشید که با تمامی طرح‌ها و ایده‌ها و افکار شما موافق باشد و آنها را تحسین کند. واقع بین باشید و به او اجازه دهید که نظرش را هر چند که برخلاف میل شما باشد، بیان نمایید.


۱۳) اصرار زیادی برای جلب محبت همسرتان نداشته باشید و این نکته را زمانی که وی عصبانی است بیشتر مراعات کنید. در بسیاری اوقات حالت روحی او برای ابراز محبت به شما مناسب نیست و اصرار زیاد شما منجر به مخالفت شدید او می‌شود.


۱۴) برای همسر خود نقش یک زن حساس و شکننده را بازی نکنید. زیرا این حالت شما باعث می‌شود که همسرتان فکر کند شما ضعیف و بی طاقتید و اگر چیزی بگوید باعث رنجش‌تان می‌شود. بنابراین سعی می‌کند که ارتباط کلامی کمتری داشته باشد و همین امر باعث ناراحتی شما می‌گردد.


۱۵) سعی کنید که در ارتباط با همسرتان همواره هویت خود را به عنوان یک زن و همسر حفظ کنید. زنی که توجه به روابطش به قیمت از دست دادن هویتش تمام شود به خود و روابطش صدمه می‌زند. زیرا این مسئله باعث می‌شود که وی خود را بخشنده‌تر و دوست داشتنی‌تر از شوهرش ببیند و فکر کند که همسرش بی‌نهایت خودخواه و ناسپاس است‌. مردها با زنی به عنوان همسر در ارتباط دایمی باقی خواهند ماند که هویت مستقل و قوی خود را حفظ کند.


۱۶) اگر احساس می‌کنید که در روابط خود با همسرتان از عزت نفس پایینی برخوردارید و میل دارید که او را وادارید تا در این زمینه به شما کمک کند که از احساس خوبی برخوردار شوید اشتباه می‌کنید. این مسئله مشکل شماست شخصاً روی آن کار کنید و در صورت لزوم از یک روان‌شناس کمک بخواهید.


۱۷) زمانی که همسرتان از فشار عصبی رنج می‌برد سعی نکنید از لحاظ احساسی به او نزدیک شوید. زیرا اگر برای صمیمیت و نزدیک شدن به او فشار آورید فقط او را عصبانی‌تر کرده و از خود دور می‌کنید. زمانی که استرس او کم شود به حالت عادی خودش بر می‌گردد.


۱۸) در زندگی زناشویی خویش سعی کنید خود را مسؤول خوشبختی خود بدانید. زنی که مسؤولیت خوشبختی زندگی مشترک را فقط بر عهده شوهرش می‌گذارد یک همسر آزرده و افسرده به بار می‌آورد.


۱۹) او را به دوست نداشتن و گریزان بودن از همسر و زندگی متهم نکنید. زیرا وی اعتقاد دارد که شریک زندگی‌اش را دوست دارد و از او گریزان نیست ولی به نظرش او را متهم به چیزی می‌کنید که در موردش صدق نمی‌کند و این مسئله موجب کدورت در روابط می‌شود.


۲۰) وقتی شما در می‌یابید که در ایجاد مشکلات زندگی خود سهم داشته‌اید و آن را به همسرتان بگویید عشق و محبت بار دیگر در زندگی‌تان شکوفا می‌شود. زیرا بعد از آن همسرتان نیز سهم خود را می‌پذیرد و با کمک شما درصدد رفع مشکل بر می‌آید.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 1:51  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

قوانینی که نیوتن از قلم انداخت

قانون صف:

اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد.

 

 

قانون تلفن:

اگر شما شماره‌اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود.

 

 

قانون تعمير:

بعد از اين که دست‌تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد.

 

 

قانون کارگاه:

اگر چيزي از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد.

 

 

قانون معذوريت:

اگر بهانه‌تان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد.

 

 

قانون حمام:

وقتي که خوب زير دوش خيس خورديد تلفن شما زنگ خواهد زد.

 

 

قانون روبرو شدن:

احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده شويد افزايش مي‌يابد.

 

 

قانون نتيجه:

وقتي مي‌خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي‌کند، کار خواهد کرد..

 

 

قانون بيومکانيک:

نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد.

 

 

قانون تئاتر:

کساني که صندلي آنها از راه‌روها دورتر است ديرتر مي‌آيند.

 

 

قانون قهوه:

قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس‌تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشيد

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 1:48  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

Love2010.part1

سلام به تمام دوستانم . خیلی ممنون و سپاسگزارم به خاطر نظراتتون. در واقع نظرات شماست که به ما دل گرمی میده . امشب براتون ی تعداد عکس لاو۲۰۱۰گذاشتم که برا اینکه حجمش برا شما زیاد نباشه به چند پارت تقسیم کردم و هر پارتو هر چند شب براتون آپ میکنم حتما دانلود کنید واقعا قشنگن حجمشونم کمه۱.۵۰مگابایته برای دانلود لطفا به ادامه مطلب برین نظر یادت نره تا آپ بعدی بای

 

پسورد فایل:www.only4we.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 1:28  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

یادم باشد

 

یادم باشد: حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،

یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من دل نیست ،

یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،

یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،

یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،

یادم باشد: سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،

یادم باشد: برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !

 


یادم باشد :هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...

یادم باشد: می توان با گوش سپردن به آوازدوره گردی که از سازش عشق می بارد به
اسرار عشق پی برد و زنده شد !

یادم باشد: گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود

یادم باشد: قبل از اینکه از راه رفتن کسی ایراد بگیرم یکبار با کفشهای او راه بروم

و یادمان باشد:هیچگاه از راستی نترسیم !

منبع:http://www.silish-89.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مهر 1389ساعت 2:40  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

غمی غمناک

شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
 می کنم تنها از جاده عبور
 دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
 خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است

                                                     سهراب سپهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 10:9  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

ساعت

سلام به تمام دوستانم ایندقعه دیگه راس راستی اومدم به خاطر تاخیرم عذر خواهی میکنم لطفا عذر بنده ی حقیرو بپذیرید.امشب ی پست خیلی قشنگ براتون دارم امیدوارم خوشتون بیاد

میگن وقتی ساعت و دقیقه با هم مساوی میشه مثلا ۲۳:۲۳ یا۱۱:۱۱ اونیکه خیلی دوسش داری اون لحظه به یادته پس از این به بعد به ساعت خیلی دقت کن

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مهر 1389ساعت 1:10  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

درباره ی خانه ها...

شما، ای فرزندان آزادی، ای بی قراران در قرار، به دام بیفتید و نه رام شوید.

خانه ی شما نباید یک لنگر، بلکه باید یک دکل باشد.

خانه تان نباید پوششی درخشان باشد، زخم را؛ بلکه پلکی نگهبان، چشم را.

شما نباید بال و پر خویش جمع کنید تا از در عبور کنید، نباید سر خم کنید تا به سقفی نگیرد. نباید از نفس کشیدن بهراسید که مبادا دیوارها شکاف بردارند و فرو بریزند.

شما نباید در آرامگاه هایی که مرده گان برای زندگانی ساخته اند سکنی گزینید.

خانه تان هر چند مجلل، رازتان را در خود نگه نمی دارد و اشتیاقتان را پناه نمی دهد.

زیرا آنچه در شما بی کران است در آسمان خانه دارد، خانه ای که درِ آن، مه صبحگاهی است، و پنجره هایش سرودها و سکوت های شبانه.

                                                                   جبران خلیل جبران- عارفانه ها

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 7:15  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

فتح باغ

آن کلاغی که پرید

از فراز سرما

و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد

 و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی، پهنای افق را پیمود

خبر ما را با خود خواهد برد به شهر

 

 

همه می دانند

همه می دانند

که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس

باغ را دیدیم

و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست

سیب را چیدیم

 

 

همه می ترسند

همه می ترسند، اما من و تو

به چراغ و آب و آینه پیوستیم

و نترسیدیم

سخن از پیوند سست دو نام

و همآغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت من است

با شقایق های سوخته ی بوسه ی تو

و صمیمیت تن هامان، در طراری

و درخشیدن عریانیمان 

مثا فلس ماهی ها در آب

سخن از زندگی نقره ای آوازی است

که سحرگاهان فواره ی کوچک می خواند

 

 

ما در آن جنگل سبز سیال

شبی از خرگوشان وحشی

و در آن دریای مضطرب خونسرد

از صدف های پر از مروارید

و در آن کوه غریب فاتح

از عقابان جوان پرسیدیم

که چه باید کرد

 

 

همه می دانند

همه می دانند

ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان، ره یافته ایم

ما حقیقت را در باخچه پیدا کردیم

در نگاه شرم آگین گلی گمنام

و بقا را در یک لحظه ی نا محدود

که دو خورشید به هم خیره شدند

 

 

سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روز است و پنجره های باز

و هوای تازه

و اجاقی که در آن اشیاء بیهده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

و تولد و تکامل و غرور

سخنی از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شب ها ساخته اند

 

 

به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن، از پشت نفس های گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را

پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند

و کبوترهای معصوم

از بلندی های برج سپید خود

به زمین می نگرند

                                                     فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 14:6  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

زندگی

 شبی در یک تنهایی نمناک

در عمق تنهایی بی انتهایم،

صدایی گنگ مرا به خود خواند

ندایم داد که:

      _ برخیز!

_بر خواستن برای چه؟

_ برای زندگی!

_ چیست ؟

_ آن است که به خاطرش به دنیا آمده ای، به خاطرش اجازه ی نفس کشیدن داری!

_ اما من نمی خواستم!

_ چه را؟

_ به قول تو زندگی را! از من سوال نشد که می خواهی زندگی کنی یا نمی خواهی! بی اختیار خود به

این دنیا آمده ام  حال باید با اخیتار خود انتخاب کنم؟ واقعاً مسخره است!

_ بی اختیار آمده ای و بی اختیار خواهی رفت! پس اختیار آن چه را که داری از دست مده!

                        

                                               " زندگی کن!"

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 14:5  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 


عشق از نگاه غزاله جان

همه می گویند نام قلب دل است ولی درمن چنین نیست،نام قلب من نام توست...

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

زیباترین واژه ها را تقدیم تو می کنم

خوشبوترین گلهای دنیا را برای تو می چینم

و کوچه را سرشار از عطر وجودت می کنم

تمام صفحه های دفتر زندگی ام را با نام تو آذین می بندم

و به تمام دنیا می گویم که می خواهم نام تو را فریاد بزنم

ای بهترینم

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

آسمان گوشه ای از نگاه توست

خورشید ذره ای از گرمای مهربانی توست

زیر سایه پر مهرت ای تکیه گاه همیشگی ام

تمام غمهایم را به فراموشی سپردم

و با تو به اوج خوشبختی رسیدم

ای کاش همیشه در کنارم بمانی

که زیباترین لحظه ها را با تو تجربه کرده ام....

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

وقتی از تو می نویسم ورق سرمست از شادی می گردد

و قلم به رقص در می آید

نمی دانم چه رازی در نامت نهفته است که هر گاه

از تو می نویسم تمام وجودم به وجد می آید

اما قلم نیز همچون قلبم می لرزد و اشک می ریزد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

http://ghazaalee.blogfa.com/منبع

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 3:2  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

تسلیت...

                             

  مولایم

      امید آن دارم که چشم از رو سیهی ام بپوشی و پناهم شوی...

  

شهادتش بر تمامی دل باختگانش تسلیت ... 

               

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 23:41  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

Face To Face

سلام به دوستانم مرسی از اینکه به وبلاگو خودتون سر میزنین امروز براتون ی تعداد عکس لاو فیس تو فیس جدید گذاشتم که خودم به زحمت گیرشون آوردم امیدوارم خوشتون بیاد نظر یادتون نره یا علی.

پسورد فایل:www.only4we.blogfa.com


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 12:44  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

یا امام جعفر صادق

پیشاپیش شهادت امام جعفر صادق(ع) را به تمامی عاشقان آن امام تسلیت عرض میکنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 12:0  توسط علے(مدیر وبلاگ)  | 

بهترين راه ابراز علاقه




نامه رييس کار گزيني يک اداره به يک کارمند خانم از همان اداره


به: ژوليت
شماره نامه: 1238765
موضوع : درخواست عشق

 


خانم ژوليت عزيز،

بسيار خرسندم که به آگاهي شما برسانم که اين جانب از تاريخ شنبه 14 اکتبر به عشق شما گرفتار شده ام

پيرو ملاقاتي که با هم در تاريخ 13 اکتبر در ساعت 3 بعد از ظهر داشتيم... من خودم را به عنوان يک عاشق سينه چاک به شما تقديم مي نمايم.

اين علاقه نخست به مدت سه ماه به طور آزمايشي خواهد بود و به شرط سازش و تفاهم به صورت عشق دائم در خواهد آمد.

البته پس از تکميل دوره آزمايشي،. به صورت کارآموزي قابل ادامه خواهد بود و انجام و ارائه ارزيابي اين طرح منوط به ترفيع مقام از عاشق بودن به همسر بودن مي باشد.

تمامي هزينه هاي متحمل شده براي خوردن قهوه و رفتن به گردش از ابتدا به طور مساوي به عهده هر دو طرف مي باشد .

لهذا بسته به حسن خلق شما، شايد من سهم بيشتري از هزينه ها را به عهده بگيرم و مسلما من به اندازه کافي بلند نظر خواهم بود که بخشي از مخارجي که به حساب شما است را تامين کنم.

بدين وسيله تقاضا مي کنم ظرف مدت 30 روز از دريافت اين نامه نسبت به ارسال پاسخ مقتضي اقدام فرماييد. در غير اين صورت اين درخواست خود به خود و بدون اخطار لغو خواهد گرديد و اينجانب شخص ديگري را مد نظر قرار خواهم داد.

بسيار مشعوف خواهم شد در صورتي که خود مايل به قبول اين پيشنهاد نيستيد اين نامه را براي خواهر خود ارسال نماييد.

 

با بهترين آرزوها براي شما
پيشاپيش از شما سپاسگزارم
ارادتمند
رومئو، مدير کار گزيني

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 11:43  توسط علے(مدیر وبلاگ)  |